كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
15
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
فرموده پيش از اين به ضبط كنار آب رفته بود ، در اين ولا عرضه داشت او رسيد . مضمون آنكه از طرف سمرقند ، ميرزا اميرك احمد و امير شمس الدين عباس و امير ارغونشاه آمدهاند . اگر آن حضرت عنايت فرموده امير شيخ نور الدين را فرستند تا با ايشان سخن گويد حاكماند . حضرت خاقان سعيد فرمود كه امير شمس الدين و امير ارغونشاه پيش ما آيند تا شيخ نور الدين پيش فرزند خليل سلطان * رود و به هرچه شرط و عهد كنند وفا كرده آيد . امراى آن طرف آمده و امير شيخ نور الدين رفته به خدمت ميرزا خليل سلطان رسيد و به موقف عرض رسانيد كه امير صاحبقران سرير سلطنت جهان را وداع فرمود و مملكت بسيار و خزاين بىشمار گذاشت . اكنون فرزندان بايد كه در صداقت دوست و عداوت دشمن شرايط آقا و اينى نگاه دارند و به موجب فرمودهء وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ « 23 » در جميع امور عمل نموده در مدد يكديگر سلسلهوار طريق موافقت مسلوك دارند و قطره كردار متعاقب هم شيوهء متابعت سپارند و اگر عياذا باللّه نزغ الشّيطان كه انسان هرآينه از آن معصوم نتواند بود در راه آيد جادهء لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ « 24 » اليوم گشاده يابد چنانچه غبارى بر آينهء خاطر خطير ننمايد و در مقام مقاومت خصوم كنفس واحده باشند تا اختلال به احوال ممالك راه نيابد و هركس را خيال محال در ضمير نقشپذير نشود . اگر ميان اخوان سنّت رأفت متبوع باشد و طريق عاطفت مسلوك آيد عقد الفت انتظام گيرد و كار موافقت التيام پذيرد ، مىبايد كه حضرت ما را قبلهء مرادات و كعبهء مرامات شناسد تا دوستان مسرور و دشمنان مقهور گردند و مملكت قرار يابد و دولت پايدار ماند . و در اين ولا ، امير سليمان شاه كه حضرت صاحبقران او را هنگام مراجعت از يورش شام و روم در حدود رى گذاشته تا نواحى رستمدار و فيروزكوه به دو ارزانى داشته بود و او خبر واقعهء هائلهء آن حضرت شنيده و از صدمت و صولت معز الدين
--> ( 23 ) . سورة القصص 77 . ( 24 ) . سورة يوسف 92 .